شيخ حسين انصاريان

27

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

گروهى از بزرگان اين طايفه نزد ابوطالب رفتند و گفتند : ما عُمارة بن وليد بن مغيره را كه جوانى تناور و خردمند است به تو مىدهيم و تو محمّد را به جاى او به ما بسپار تا به قتل برسانيم . » « 1 » اين داستان را بيشتر مورّخان پيشين نوشته‌اند . اين درخواست ، طرز تفكّر رباخواران و مال اندوزان و مفسدان قريش را به خوبى مجسّم مىكند . پول پرستان و دنيا داران كه حساب هر چيز را از نظر سود مادّى آن بررسى مىكنند ، براى آنان همهء موجودات عالم جز پول وسيله است نه هدف ، انسان باشد يا كالا . در نظر آنان آن منبع فيض براى ابوطالب نيرويى بود كه بايد در راه بهره بردارى به كار افتد ، خرد ، مردمى ، خويشاوندى و آنچه با عواطف سروكار داشته باشد بى ارزش است . به عقيدهء آنان عماره بن وليد براى جلب منفعت و دفع ضرر بهتر و مناسب‌تر از محمّد مىنمايد ، بدين جهت وقتى قريش نظر خود را گفتند و ابوطالب نپذيرفت ، مُطعم بن عدى گفت : ابوطالب ! به خدا سوگند خويشاوندان تو از روى انصاف سخن گفتند . ابوطالب گفت : چه درخواست ستمكارانه‌اى ! شما مىخواهيد فرزند خود را به من بسپاريد تا او را براى شما بپرورم و به جاى او فرزند مرا بگيريد و بكشيد ! اين انصاف نيست ، ستم است ، برويد و هر چه مىخواهيد بكنيد كه هرگز سخن شما پذيرفته نيست . بزرگان قريش چون از اين راه هم سودى نبردند راه ديگرى پيش گرفتند ، راهى كه مردم نادان هنگام درماندگى در مقابل دليل منطقى خردمندان پيش مىگيرند . عادت جاهلان اين است كه چون در پاسخ درست درمانند به سفاهت مىگرايند ،

--> ( 1 ) - تاريخ اليعقوبى : 2 / 24 - 25 .